نمونه ای از باور ها و اعتقادات سنتی اهالی روستای مجارشین

به گفته یکی از دانشمندان انسان یک جانور خرافه پرستی است . بررسی باورها و اعتقادات آغازگاه پیدایش فرهنگ است . از نظر قرآن: خداوند در آیه168 سوره بقره به همه مردم (اعم از مسلمان ها و غیرمسلمان ها) فرموده و می گوید: ... و از گام های شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست. اسپینوزا درباره خرافات و عدم قطعیت می نویسد: اگر آدمیان قواعد مشخصی برای اداره امور زندگی خود در اختیار داشتند یا بخت همیشه با آنها یار بود، هرگز به خرافات روی نمی آوردند. اما چون اغلب به مشکلات برمی خورند که قواعد موجود پاسخگوی آنها نیست، بین ترس و امید سرگردان شده و سخت زودباور می شوند. از نظر روانشناسان: خرافات در مواقع حساس و لحظه های عدم اطمینان و اعتماد بر آینده به وجود می آید؛ مثلاً در ارتباط با مسائلی چون تولد ، مرگ ، مرض و ... تا از این طریق از اضطراب و تشویش رها شده تسکین خاطری یابند.
اعتقادات خرافی در روستای مجارشین هم بسیار زیاد است که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :
الف ) خارش اعضای بدن
1- خارش گوش : اگر گوش کسی بخارد می گویند « گولاغیم گلدی ، قوناخ گلیر» و تفسیر این اعتقاد این است که میهمان خواهد آمد و منتظر در خانه می مانند تا کسی در بزند .
2- خارش کف دست : اگر کسی کف دستش بخارد می گویند صاحب پول و اموال خواهی شد .
3- خارش کف پا : اگر کف پای کسی بخارد می گویند یا راه درازی خواهی رفت و یا کتک خواهی خورد .
عطسه : عطسه نوعی واکنش دفاعی بدن (رفلکس) به مواد محرک تنفسی یا التهاب مجاری تنفسی یا برای دفع ترشحات در هنگام بیماری است .
خرافات در مورد عطسه در روستای مجارشین بر چند مورد زیر است :
1- عطسه به معنی صبر کردن : اگر کسی یک بار عطسه کرد می گویند « تک صبیر گلدی » تفسیر این نوع عطسه این است که باید صبر کرد و اگر کسی کاری دارد یا به جایی می رود بایسی در آن کار تاخیر بیندازد . برای مثال یکی می خواست به تهران برود در ترمینان بزرگ تبریز براش عطسه ( تک صبیر ) آمده بود و برگشته بود ، گفته بودند چرا پس نرفتی تهران ، گفت که عطسه آمد و برگشتم .
2- اگر عطسه دوبار و بی وقفه آمد می گویند « جوت صبیر گلدی » . تفسیر این نوع عطسه این است که انجام کار یا رفتن به جایی اشکالی ندارد .
3- اگر در میان صحبت های اهالی روستا برای کسی عطسه ای بیاید می گویند « حق ده شاهد گلدی » تفسیر این نوع عطسه این است که صحبت های من درست بود و حق هم شاهد آمد و تایید کرد .
ب) اعتقاد به جادو و فال
منظور از سحر تمام فنون عجیب است. چه با عوامل طبیعی (شعبده بازی) و چه با عوامل غیر طبیعی. چه توسّط خود ساحر، چه توسّط نمایندهای از جن کافر (کهانت). بنا به گفته قران در سوره بقره جادوگری توسط شیاطین از زمان حضرت سلیمان رواج یافت چنان که شیاطین برای اختلاف و جدایی انداختن و بروز انواع فتنهها به مردم جادو را آموزش می دادند که خداوند دو ملک به نامهای هاروت و ماروت را مامور ساخت تا راه مقابله با جادو را به مردم یاد دهند خداوند درباره جادو می فرماید: این کار هیچ سودی ندارد و جادوگر کافر و مخلد در جهنم است.
در روستای مجارشین اعتقاد به جادو بسیار ریشه دار و عمیق است و کمتر کسی را در روستا می توان یافت که اعتقادی به جادو نداشته باشد . مثلا اگر دختر و پسری که تازه باهم عروسی کرده اند - طبیعی است باهم در اوایل زندگی اختلاف نظر و سلیقه داشته باشند مخصوصا ازدواج در سنین پایین – اختلافی بینشان به وجود آمد ، در روستا می گویند آنها را جادو کرده اند و به دنبال کسانی می روند که فال گیر و دعا نویس و ... باشد . این اعتقاد خرافی باعث شده عده ای از اهالی هزینه های زیادی در این راه متحمل بشوند .
آیتالله ناصر مکارم شیرازی:
“نوشتن دعاهایی که از حضرات معصومین (علیهم السلام) رسیده و در کتب معتبر موجود است، اشکالی ندارد. ولی دعا نویسی حرفهای، که شغل افراد سودجوست، صحیح نیست و غالب کتابهایی که به آن استناد میکنند، اعتباری ندارد.
این امر اگر چه ممکن است ولی شرعا جایز نیست، و بسیاری از مدّعیان آن افرادی دروغگو یا خطاکارند و فال گیری از خرافات است و گرفتن پول برای گرفتن فال جایز نیست.”
پ) چله کردن کودکان دیر پا
کسی که پارچه رایریده می گوید چله اش را من بریدم و دستم خوب است و از این به بعد کودکتان راه می رود . با بریدن پارچه عمل چله کردن کودک به پایان می رسد و کودک به عقیده اهالی روستای مجارشین می ایستد و راه می رود .

کَم : نوعی الک درشت روزنه را گویند .
ت) « دوشر و دوشمز » :
یکی دیگر از اعتقادات خرافی اهالی روستای مجارشین است . این اعتقاد در بین اهالی روستا بدین معنی است که مثلا گرفتن ، خریدن و یا آوردن فلان چیز برای خانواده ما خیر و برکت می آورد ( دوشر ) و فلان چیز موجب ضررو زیان برای ما می شود ( دوشمز ) .
مثلا بعضی از اهالی روستا بر این باورند که آوردن بزی به طویله ، که نمی تواند تولید مثل کند برای خانواده ما موجب ضررو زیان می شود و آوردن آن باعث می شود اتفاقی خاصی برای خانواده بیفتد و به اصطلاح می گویند « قیسیر گچی بیزه دوشمز» و یا دامی که در یک سالگی تولید مثل کند به اصطلاح می گویند « بیجه داوار بیزه دوشمز »
ث) ترس برداری یا خوف برداری
اگر کسی از چیزی بترسد گفته می شود باید ترسش را برداشت برای اینکار در هنگام خواب زیر بالش فرد ترسیده نمک می گذارند و صبح آن روز نمک را با مقداری آب قاطی کرده و در یک ماهیتابه گرم شده می ریزند و بعد نظر می دهند که این شکل به فلان چیز تشبه است پس در نتیجه از آن ترسیده است .
یکی دیگر از روشهای ترس برداری استفاده از پنبه است . بدین صورت که از فرق سر تا نوک پا را پنبه می گذارند و بعد از یک طرف آن را آتش می زنند تا تمام پنبه بسوزد . با سوختن کل پنبه ، ترس فرد نیز از بین می رود .
در زیر یکی دیگر از شیوه های پیچیده رفع ترس را که به اصطلاح به آن « اولی دیری » می گویند را توضیح می دهیم . لازم به ذکر است که همگی این کار ها توسط زنان روستا انجام می گیرد .

اولی دیری
1- ابتدا مقداری خمیر درست کرده
2- از هر یک ار مواد غذایی و حبوبات منزل مانند بلغور ، لپه ، نخود ، برنج و ... مقداری برداشته
3- از موی سر فرد ترسیده مقداری بریده
4- از لباسی که در تن فرد ترسیده است مقداری بریده
5- یک سوزن را بر روی سر فرد ترسیده شکسته
همه اینها را در داخل خمیر می گذارند و بعد به خمیر سر و دست و پا گذاشته آن را به شکل آدمکی در می آورند و به اصطلاح به آن « اولی دیری » می گویند .
بعد از درست کردن آدمک خمیری آن را با پارچه سفیدی پوشانده که در اصطلاح به آن خلعت گویند و آن را شب زیر بانج فرد ترسیده می گذارند . صبح زود این اولی دیری را که با خلعتی پوشانده اند را به یک سه راهه ای برده و آنجا دفن می نمایند .
با این شیوه ترس و خوفی را که بر بدن فرد نشسته را بر می دارند و به اصطلاح « قورخیلیق قوتیرماق » یا ترس برداشتن و یا خوف برداشتن گویند!
ج) محافظت بچه تازه متولد شده از نگاه دیگران
در روستای مجارشین فرزند تازه متولد شده را از دید و نگاه دیگران تا چهل روز محافظت می کنند به این فرزند تازه متولد شده « قیخ لیخ » می گویند . بدین صورت که تا چهل روز اگر مثلا مهمانی به این خانه بیاید فرزند تازه متولد شده را به اتاق دیگری می برند و می گویند هیچ غریبه ای نباید در اتاقی که فرزند تازه متولد شده در آن است ، وارد بشود و و بعد ازوارد شدن ونشستن میهمان در آن اتاق فرزند تازه متولد شده را به آن اتاق می آورند .
چ) اوم دوغین بی اولسین
اگر بوی غذای خانه ای در فردی حساسیتی به وجود بیاورد بطوری که فک و آرواره و کل دندانهای این فرد درد کنند می گویند این فرد « اومیب دی »
برای تسکین و رفع این مرض روشهای مختلفی به کار برده می شود . برای مثال یکی از اعضای خانواده و به طور مشخص خانمهای خانواده یک تکه نان را برای هفت همسایه برده و به آنها می گویند که یک لقمه از غذایتان را به این تکه نان بگذارید تا به فرد « اومی » شده بدهند . به این لقمۀ غذایی که بر تکه نانی می گذارند تا به فرد « اومی » شده بدهند اصطلاحا « اومّا » می گویند . بعد از جمع آوری « اومّاها » همه آنها را در دست فشرده و یک تکه می کنند و بعد بر پشت فرد « اومی » شده می زنند و می گویند « اوم دوغین بی اولسین » ( یا بو تیکه اولسین ) . با این روش این مرض برطرف می گردد!
این روش به مرور زمان تغییراتی به خود دیده است به عنوان مثال تکه نانها را به درب منزل هفت همسایه زده و بعد بر پشت فرد « اومی » شده می زنند و می گویند « اوم دوغین بی اولسین »
ح) اوزگونیخ
اوزگونیخ روشی است سنتی برای کاستن و سبک کردن مریض از بیماری اش است . این کار به این صورت انجام می گیرد که مقداری آب را به کاسه ای ریخته و آن را به پارچه ای می بندند و آنگاه آن را به صورت دایره وار و گردشی سه بار از سر تا پاهای بیمار حرکت می دهند و سه بار هم آن را به سر و شکم و روی پاها می گذارند. این مراحل که بیشتر توسط زنان روستا انجام می گیرد با اذکار و عبارتهایی انجام می گیرد که در زیر به آنها اشاره می گردد :
1- اول صلوات می فرستند و بعد نام ائمه را را می گویند و از آنها استمداد می طلبند و می گویند « خانیم فاطمه اَل منن ، سبب سنن »
2- اوزگونیخ گِت ، بو قاپیلاردان تِز گِت
- اوزگون باجی اوزدیی گِدیی ، گَلدیی بو قاپیلاردان کوسدیی گِدیی
- اوزگون باجی اوزدون گَلدون ، بو قاپیدان چبخدون گِدون
در پایان هم آب کاسه را به بیرون در خانه ریخته تا دیگر مرضی از در این منزل وارد نشود .
اوزگونیخ از ریشه اوزیلماخ و به معنی " به زانو در آمدن " است .
خ) رفع چشم زخم یا نظر کردن
اعتقاد به چشم زخم از قدیم الایام نه تنها در ایران بلکه در فرهنگهای مختلف و از زمانهای دور حتی در یونان باستان وجود داشته است و معمولا برای دفع آن از تعوذ، حرز، دعا و مانند آن استفاده میشود.
رسم است هنگام تعریف از چیزی عبارتهای "از چشم بد دور" و "ما شاء الله" را به کار ببرند، همچنین برای داماد و عروس یا فردی که میخواهد به حج مشرف شود یا کسی که خانه ی جدید خریده یا ساخته، گوسفند قربانی کرده و اسپند دود میکنند. چرا که برخی معتقدند این کارها آنان را از خطرات و چشم بد دور میکند.
از آنچه گذشت درمییابیم که چشم زخم امری است که در اسلام و مبانی دینی و تمدن اسلامی باوری خرافی و تلقین، تلقی نشده و نه تنها انکارپذیر نیست، بلکه در مبانی دینی ما نیز از آن سخن به میان آمده است.
بسیاری از حکما، فلاسفه و محققان نیز آن را حقیقت دانسته و در توجیه آن سخن گفتهاند. در دو سوره از قرآن نیز بدان اشاره شده است: قلم/51 و یوسف/67.
روایات متعددی نیز وجود چشم زخم و تأثیر آن را تأیید کرده و دعاهایی را در جهت مصون ماندن از تأثیرات بد آن آموزش دادهاند. به همین سبب است که از دیرباز آیه ی "و إن یکاد ... " تعویذ و گردنبندی برای دفع چشم زخم و چون تابلویی نقش بر دیوار خانههاست.
در روستای مجارشین برای رفع چشم زخم روشی سنتی به نام « یِدی قاپی چوپی » وجود دارد که بصورت زیر انجام می گردد :
ابتدا هفت تکه چوب از هفت درب منزلی جمع می کنند بعد مقداری گرد و خاک جلوی درب منازل (آستانا تُزی) جمع می کنند . سپس چوبها را آتش زده و گرد و خاک آستانا و مقداری اسپند را به آتش ریخته و می سوزانند . اینکار به این خاطر انجام می شود که درد و بلای فرد در این آتش سوخته شود .
بعد از سوخته شدن ، خاکستر آنرا را بر بدن فرد چشم زخم شده می زنند و بقیه خاکستر را بر یک سراهه ای می ریزند و می گویند که درد و بلایش را دور انداختم .
هنگام سوختن اسپند ( اوزریک ) اشعار زیز خوانده می شود :
۱- اوزریک نه اوزریک
اوزریک نه اوزریک
باشی بورکلی اوزریک
دیبی کوهلی اوزریک
سنی سالیرام اوتا
گورَرَم حُکمون اوزریک
حسنَ ، حسین َ سالیرام
خانیم فاطمه زهرایه سالیرام
سَن قاپیدان گلنده
درد باجادان چیخار گِدر
سنی نظر لیَنین چاداسین چیخسین گیله لری
۲- چیخدیم اوزریک داغینا
چیخدیم اوزریک داغینا
باخدیم جنت باغینا
دئدیم یا علی هوار
دئدی بیچاره نه وار
دئدیم بیچاریه نه چاره؟
دئدی باشی بورکلی اوزریک
دیبی کوکلی اوزریک
آت اوجاغا چاتداسین
یامان گوزلر پاتداسین
۳- اوزرریک ها اوزرریک
اوزرریک ها اوزرریک
باشی بورکلی اوزرریک
دیبی کوکلی اوزرریک
سنی اوتا سالاندا
گوروم بورکون اوزرریک
۴- اوزریک سن هاواسن
اوزرلیکسن هاواسان
مین بیر درده داواسان
هانسی ائوده سن اولسان
قادا - بالا سووا(ر)سان
درد قاپیدان گلنده
سن باجادان قووارسان
باشی بؤرکلی اوزرلیک
دیبی کؤکلی اوزرلیک
سنی سالارام اودا
گؤرم حؤکمون اوزهرلیک
چرشنبه اولانین گؤزی
جومه آخشامی اولانین گؤزی
جومه اولانین گؤزی
شنبه اولانین گؤزی
شنبه صاباحی، هفته اوچی، چرشنبه آخشامی اولانین گؤزی
آغ گؤز، قارا گؤز، آلا گؤز، قونور گؤز، گؤی گؤز، آبی گؤز،
قوهوم اولا، یاد اولا
گؤزلری بو اوددا یانا
آی آت قاپان اوزرلیک
ائششک قاپان اوزرلیک
جمیع گیزلین دردلرین، درمانین تاپان اوزرلیک
آیا باخانین گؤزی
گونه باخانین گؤزی
جمیع جهانین گؤزی
۵- چیخدیم ساوالان داغینا
چیخدیم ساوالان داغینا
دئدیم بو درده چاره
دئدی او درده چاره
یِدی دانا اوزرریک
آلتی یِدیی قادا بالا بو اوزرریکینن گئددی
۶- اوزلّیک سن هوا سَن
اوزلّیک سن هوا سَن
یوز مین درده دواسن
درد قاپودان گیرنده
سن باجادان قووارسان
باشی بورکلی اوزلّیک
دیبی کوکلی اوزلّیک
سنی سالیرام اوتا
گوریم حُکمون اوزلّیک
۷- اوزلّیک دنه دنه
اوزلّیک دنه دنه
توکولسون دنه دنه
یامان گُوزلَر پاتداسین
دشمن اُوزی چاتداسین
اوزه رلیک لر چاتلاسین
یامان گوز لر پاتلاسئن
هر کس سنه گوز ووروب
گوزی بو اوتدا یانسین
۸- بیر ایکی اوچ دورت
بیر ایکی اوچ دورت
بئش آلتی یددی
قادا بالا قویدی گئتدی
د) رفع اسهال کودکان
در روستای مجارشین برای رفع اسهال کودکان روشی سنتی وجود دارد که در زیر بدان اشاره می گردد :
کودک اسهال شده را مادرش و یک زن دیگر دو نفری بر زیر یک درخت سنجدی که موقع شکوفه دادن آن است ، برده و در دو طرف زیر درخت می ایستند و کودک را سه مرتبه بین خودشان دست به دست می کنند و صلوات می فرستند . سپس تعدادی از برگ درخت سنجد را چیده و یکی از برگها را بر پشت گردن ، مچ دستها و پاها ( در اصطلاج بند و بره گفته می شود ) کودک می کشند و بقیه برگها را به منزل آورده ، زمانی که خشک شد دور می ریزند . با این روش به اعتقاد زنان روستا اسهال کودک برطرف می شود .
ذ) باور ها و اعتقادات ماه رمضان
1- اگر فردی در ماه رمضان روزه نگیرد و تظاهر به روزه گرفتن نماید به او می گویند « یدی چورک اوروجی سان » .
2- اگر در روز عید فطر که مصادف با پایان ماه رمضان است پرخوری نماید بطوری که مریض گردد به او می گویند « کهلیون آزیب » و اگر یک چنین حالتی پیش بیاید می گویند سی روز روزه ماه رمضانت باطل می شود .
3- اهالی روستای مجارشین بر این اعتقادند که هنگام سحری روز عید فطر باید بیدار شد و به مناسبت پایان ماه رمضان آن را بدرقه نمود و می گویند « اوروشلوغی یولا سالاخ » .
س) باور ها و اعتقادات مربوط به حیوانات
1- اگر ماری چند سالی بطور متناوب درمزرعه ای بیاد و دیده شود می گویند آن موجبات نعمت و برکت است و نباید او را کشت .
2- اگر زاغی در اطراف منزلی بیاید و سرو صدایی بکند می گویند « قجله باجی خیر خبر » . یعنی زاغ برا ما خبر خیری آورده است .
3- اگر جغدی بر روی بام خانه ای بنشیند می گویند خبر شومی برای ما آورده است و حتما اتفاق بدی خواهد افتاد .
4- اگر جغدی بر روی بام خانه ای آشیان گزیند می گویند آن خانه ویران خواهد شد .
ش) تکثر مرگ و میر
اگر در سالی تعداد مرگ و میر زیاد باشد اولین کسی که در آن سال مرده را حسود می نامند و برای جلوگیری از مرگ و میر بیشتر در روستا قابلمه سیاه رنگی را که هنگام استفاده در مزرعه سیاه شده و به اصطلاح « جودیش » می گویند را بر سر قبر اولین کسی که مرده و بقیه نیز پشت سر آن مرده اند ، می اندازند .
ک) متفرقه
1- هنگام ظاهر شدن رنگین کمان در آسمان مردم می گویند « فاطما ننه اوزانیب دی » .
2- اگر شهاب سنگی در آسمان دیده شود می گویند ستاره ای لیز خورد « اولدیز دیغیراندی » و یا می گویند که ستاره بخت فردی به پایان رسیده است .
3- اگر هنگام صحبت کردن با دیگری نام کسی به اشتباه بر زبان بیاید می گویند « نمنه سوز منن دانیشیری » یا آن فرد در مورد من یک حرفی دارد می زند .
4- اگر هنگام غذا خوردن لقمه ای از دهان بیفتد می گویند کسی دلش نمی خواست من این غذا را بخورم « نم کیمین قویلی یوخیدی » .
5- برای درمان سکسکه باید هفت جرعه آب نوشید و یا هفت دانه ی بلغور خورد .
6- سوپیرقه فرشته دی . قره پیشک فرشته دی .
میزه رشین كندی دوغو آذربایجان ایالتی نين اوشقایا بولگهسی نين مرکزی بولومو نده اولان گنبر قصبه سی نده يئرلشيب. 1390 اينجي ايلين نوفوس ساييسي اساسيندا بو كندين 1112 نفر اهاليسي وارايميش .