الف ) اسامی و اصطلاحات مربوط به گاو

 

 

1- سیغیر : گاو شخم زن

 

2- اُکوز : گاو نر

 

3- اینک : گاو ماده

 

4- بووا: گاوی که آماده مبارزه و جفت گیری است

 

5- دانا : گاو نر یکساله

 

6- بیزوو : گوساله شیر خوار

 

7- بِجَری : گاو نر گوشتی

 

8- قاشقا : در تمامی حیواناتی که روی پیشانی صورتشان سفید باشد .

 

9- اُهَه : اصطلاحی که برای هدایت گاوها بکار می رود .

 

 


 

ب) اسامی و اصطلاحات مربوط به گوسفند

 

 

 

1- داوار : گوسفند

 

2- : قوچ : گوسفند نر شاخ دار . گوسفند نری که آخته ( خایه برکشیده ) نشده باشد.

 

3- بورولموش : گوسفند آخته شده

 

4- شیشک : گوسفند ماده یکساله که رایمان نکرده باشد

 

5- بیجَه : گوسفند ماده ای که یکسال زودتر زایمان کند یا به عبارت بهتر در یکسالگی زایمان کند .

 

6- قیسیر : گوسفند نازا

 

7- اَکیز : گوسفند دوقلو زا

 

8- ساغمال : گوسفند شیرده و بچه دار

 

9 - قویون : گوسفند ماده ( میش )

 

10- قوزی : بره گوسفند

 

11- کُرپه: نوزاد گوسفند تا شش ماهگی ( آخر شیر دهی که معمولا در روستای مجارشین آخر تیرماه است ) 

 

12- سوبای :  گوسفند نر نابالغ را گویند .

 

13- اُقش : گوسفند نر سه ساله

 

14- کوره : گوسفندی که گوشهای کوتاه دارد .

 

15- بِجَری : گوسفند یکساله پرواری

 

16- توخلو (توخلی ) : بره علفخوار . گوسفند نر یکساله

 

 

 


 

پ) اسامی و اصطلاحات مربوط به بز

 

 

 

1- گِچی : بز نر

 

2- کُرپه : بزغاله . نوزاد بز تا شش ماهگی ( آخر شیر دهی که معمولا در روستای مجارشین آخر تیرماه است )

 

3- چَپیش : بز نر با شاخ

 

4- تَکَه : بز نر یکساله

 

5- دوبور ( دبیش ) : بز نر آماده مبارزه و جفت گیری

 

6- کووَر : بز شش ماهه

 

7- کولا : بز بدون شاخ

 

 


 

ت) اصطلاحاتی دیگر در مورد دام

 

 

 

1- سوری : گله دام

 

2- آرخاج : محل استراحت دامها در مرتع که معمولا با سنگ حصار شده باشد .

 

3- موشکار : ته مانده علوفه داده شده به گوسفندان را گویند .

 

4- کُمنَمح : آوردن دامها از مرتع به طویله برای عادت کردن به طویله و خوردن علوفه خشک

 

5- خامنان چیخاتماخ : بیرون بردن دامها از طویله به مرتع برای عادت کردن به چرا در مرتع

 

6- بَره : محل شیر دوشی گوسفندان در مرتع

 

7- قَشوُو : آلتی آهنی دارای دندانه چارپایان را بدان خارند تا کثافات پوست آنها پاک گردد .

 

8- قارماخ : حلقه فلزی خار دار که بر گردن سگ می اندازند .

 

9- جوجِین : بیماری هاری در حیوانات را گویند . شکل خشمگین یا دیوانه که در این نوع از بیماری حیوان عصبی شده و به سایر حیوانات حمله می­کند.

 

10- چال :  حیواناتی که موهای سرخ‌وسفید درهم‌آمیخته داشته باشد.

 

11- دَمَح :  محل نگهداری بره های تازه به دنیا آمده

 

12- زَباخ : بوی دامها را گویند

 

13- عُری : چرانیدن شبانه گوسفندان را گویند .

 

14- خام : علوفه باقیمانده بعد از درو محصولات کشاورزی از جمله یونجه و گندم را گویند .

 

15- کورسح : زمان تولید مثل حیوانات را گویند.

 

16- کووشَمَک : جویدن دندانای دامها را گویند .

 

17- پاکینجاخ : سُم دامها را گویند .

 

 


 

ث) اصطلاحات مربوط به فضولات حیوانی

 

 

 

1- زیل : فضولات دامی

 

2- یاب با : فضولات دامی که از طویله جمع آوری شده و با آب نرم کرده و تکه تکه روی هم چسبانده و در پشت بام پهن می کنند تا خشک شود و در موقع لزوم از آنها برای روشن کردن آتش استفاده کنند .

 

3- کَرمه :  فضولات دامی که در طول زمستان در طویله انباشت شده با بیل در آورده و با بیل در طویله به صورت تکه های یک دستی در می آورند که در اصطلاح کَرمه می گویند . این کرمه ها را برای خشک کردن به محلهای مخصوصی که کَرمَلیک می گویند و معمولا پشت بام منازل هستند برده می شوند تا خشک شده و در موقع لزوم برای روشن کردن آتش مورد استفاده قرار گرفته شود .

 

4- کَرملیک : محل آفتاب دادن فضولات دامی

 

5- سِشمَه : بعد از خشک شدن کَرمه قطعات بزرگ را برداشته و ته مانده آنها را سِشمَه می گویند . سِشمَه بیشتر برای شعله ور کردن آتش به کار می رود . معمولا در تنورها برای آتش روشن کردن ابتدا کرمه یا یاب با را بر تنور گذاشته و آتش می زنند و بعد سِشمَه را بر روی آنها ریخته تا آتش  شعله ور تر شود.

 

6- پِهین : اگر سِشمه ها با الک درشت دانه که به اصطلاح کَم گفته می شود ، الک یا غربال گردیده شود پهین بدست می آید . کاربرد پهین در خشک کردن محل استراحت دامها در طویله است .

 

7- پیشتَه : فضولات انسانی

 

 


 

 

چ) اصطلاحات پشم گوسفند

 

1- یون : پشم گوسفند

 

2- گوزَُم : پشم بهاره گوسفند  یک ساله ( پشم قوزی)

 

3- ساجاخلی یون : پشم دارای طول بلند و قطر نازک

 

4- قَزیل : پشم بز

 

5- پیتراق : غوزه خار چسبیده به پشم گوسفندان

 

6- تیفتیف : کرک  بسیار لطیف بز

 

تیفتیف به تارهای ریز مو بر روی بدن بز گویند و با الیاف نرم و لطیفش شناخته می‌شود که به صورت طبیعی پوششی سبک و بدون پرز را فراهم می‌آورد. این الیاف به سادگی در همه حالات مختلف قابل استفاده بوده و به شکل نخ‌های سبک یا سنگین تنیده میشوند.

کاربردش در روستای مجارشین بیشتر برای بافت کلاه و دستکش می باشد .