مراسم مرگ و سوگواری در روستای مجارشین

 

 

 

عزاداری یا سوکواری به مراسمی آیینی گفته می‌شود که به یادبود فرد درگذشته و به منظور صبر بر مصیبت وارد شده بر‌گزار می‌شود.

 

مراسم کفن و دفن

 

این مراسم بدین گونه برگزار می شود که اگر یکی نفر از اهالی فوت کرد ، اهالی روستا در مراسم کفن و دفن آن شرکت می کنند و بعد از خواندن نماز میت توسط حاضرین ، متوفی را در یکی از سه آرامستان روستا خاکسپاری می نمایند و عصر آن روز مراسم شام غریبان برگزار می شود . در پایان این مراسم برای حاضرین شرکت کننده در مراسم دفن و کف ، شام ترتیب می دهند . 

 

آگهی ترحیم

 

برای دعوت از دوستان ، آشنایان و بستگان متوفی برای شرکت در مزاسم عزاداری آگهی فوت و ترحیم چاپ می گردد . در این‌صورت ، چاپ آگهی ترحیم، یکی از اولین اقداماتی است که پس از مرگ متوفی و توسط خانواده و دوستان وی صورت می‌پذیرد.

 

مراسم سومین روز وفات

 

مراسم سومین روز وفات از ساعت 10 صبح تا 14 بعد از ظهر در مسجد جامع برای مردان و مسجد صخره ای روستا برای زنان برگزار می شود . در این مراسم مداحان اهل بیت از مصایب اهل بیت و امام حسین (ع ) می گویند و برای آمرزش متوفی قران و فاتحه می خوانند . در پایان این مراسم برای حاضرین ، نهار ترتیب می دهند . مراسم نهار هم برای کلیه میهمان و یک نفر از بزرگان تمام خانواده های روستای مجارشین ترتیب داده می شود . بعد از اتمام مراسم کلیه افراد شرکت کننده در مراسم سوگواری برای ادای فاتحه بر سر قبر متوفی حاضر می شوند . مراسمات روزهای هفتم ، اربعبن و سالروز وفات هم به همین منوال برگزار می شود .

 

آرامستان های روستای مجارشین

 

روستای مجارشین دارای سه آرامستان به نام های « گونی قبرستان ، قوزای قبرستان ( گورستان تاریخی ) و قدیر آلی قبرستان » می باشد . بیشتر متوفیان در آرامستان گونی دفن می شوند . و بنابر سنتی محله « آشا باش » روستا متوفیان خود را در گورستان تاریخی یا قوزای قبرستانی دفن می نمایند . و تعداد محدودی از متوفیان هم در گورستان قدیرآلی دفن می شوند .

 

آداب و رسوم  مرگ و سوگواری در روستای مجارشین

 

آداب و رسوم و سنت های خاصی در روستای مجارشین بعد از مراسم مرگ و سوگواری برگزار می گردد که در زیر به نمونه هایی اشاره می گردد :

 

 

1- یکی از نکات قابل توجه در مراسم سوگواری روستای مجارشین این است که اهالی روستا رفتن به سوگواری  و عرض تسلیت به خانواده متوفی را برای خود وظیفه دانسته و هرکجا که باشند سعی می کنند به این مراسم سوگواری بیایند .

 

2- اگر یکی از اهالی روستا فوت کرد مراسم های جشن و سرور در روستا به احترام خانواده متوفی برگزار نمی شود . و در صورتی که به هر دلیلی باید این مراسم جشن برگزار بشود عده ای از ریش سفیدان آن خانواده برای کسب اجازه از خانواده متوفی اقدام می کنند .

 

3- بعد از مرگ متوفی دختران متاهل ، خواهران و همچنین مادر متوفی در صورت حیات چند روزی در منزل متوفی باقی می مانند و رسم بر این است که تعدادی از خویشاوندان سببی این زنان نسبت به بردن آنها به منزل خودشان اقدام می نمایند .

 

4- یکی دیگر از آداب و رسوم مربوط به مرگ در روستای مجارشین « قیخ دان چیخماخ » نام دارد . این سنت به این شکل انجام می گیرد که بعد از برگزاری مراسم اربعین متوفی تعدادی از خویشاوندان متوفی در منزل متوفی و سایر خویشاوندان نزدیک متوفی حضور یافته ضمن اهدای هدایایی از خویشاوندان متوفی می خواهند لباسهای سیاهشان را در بیاورند .

 

5- یکی دیگر از سنتهای مربوط به پایان چهلم متوفی ( قیخ دان چیخماخ ) این است که بعد از پایان مراسم چهلم ، خانواده متوفی خویشاوندان نزدیک خود که ریش گذاشته اند را به منزل خود دعوت کرده و طی مراسمی با حضور یک پیرایشگر و با هزینه خانواده متوفی ریش میهمانان و خویشاوندان را اصلاح می نمایند .

 

لباس عزاداری

 

پوشیدن لباس سیاه شعار اهل مصیبت و علامت سوگواری و عزا است . یکی از روش‌های عزاداری پوشیدن لباس مخصوص عزا است .  لباس سیاه به عنوان نماد عزاداری محسوب می شود و پوشیدن آن در عزاداری ها بسیار متداول است .

 

هزینه های مراسم مرگ و سوگواری در روستای مجارشین

 

مراسم مرگ و سوگواری در روستای مجارشین بسیار هزینه بر است بطوری که در کلیه مراسمات روز شام غریبان ، روز سوم ، روز هفتم ، اربعین و سالروز برای حاضرین شرکت کننده در مراسم اعم از اهالی روستا و میهمانان غذا آماده می کنند .

 

فولکلور مرگ و سوگواری در روستای مجارشین

 

 

در مراسم سوگواری که پس از فوت هر کس بالای سر او و یا در خانه یا یه هنگام دفن در گورستان اجراء می شود نیز اشعاری خوانده می شود کــــــه " آغی " نام دارد . در این شعرها از متوفی تعریف می کنند و نقایص و معایب او را به فراموشــــــی می سپارند.

 

آغی ها در زمانهای طولانی نه تنها برای قهرمانان ، که برای همه ی فوت شدگان خوانده می شدند و از همین رو تعدادشان فراوان و از نظر معنی و مفهوم رنگارنگ هستند .

 

 

 

 آغاجدا خَزَل آغلار( برگها روی درخت می گریند)

دیبیندَه گوزَل آغلار(یک زیبا رو در زیر آن می گرید)

 

بِئله اوغلو اولَن آنا( چنین پسر مُرده مادری )

 

سرگردان گَزَر آغلار( سرگردان میگردد و می گرید)

 

-----------------------------------------------------------

 

 

جان قارداش،جانیم قارداش (جان برادر،جانم برادر)

 

آغلاییر جانیم قارداش ( جانم می گرید ، برادر)

 

باش قویوم دیزین اوستَه(سرم را روی زانویت بگذارم)

 

قُوی چیخسین جانیم قارداش(تا جانم در آید ، برادر)

 

--------------------------------------------------------------

 

 

باغچادا تاغیم آغلار( درباغچه بوته هایم می گریند)

 

باسما،یارپاغیم آغلار( دست نزن که برگم می گرید)

 

نَه قَدَر ساغام آغلارام ( تا زنده ام می گریم)

 

اُولسَم تُرپاغیم آغلار"(وقتیکه مُردم،خـــــــــــاکم می گرید.)

 

---------------------------------------------------

 

آناسی یانار آغلار

حریفی قانار آغلار

آنا دییر گورچین

تابوتا قونار آغلار