وجه تسمیه ( علت نام گذاری ) روستای مجارشین

 



ابتدا شعری از عاشیق ­عباس­ توفارقانلی ( نابغه ای بوده که در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم می زیسته است) درباره­  " توفارقان­ چایی " به جهت کار رفت اسامی چند روستا از جمله "مجارشین" آورده می شود: 

 

 

گَل تعریف ایلیم توفارقان چایی

 

 عجب سرخوش یانا گلیر

 

توکولور اَنیر تاختیندان

 

 آل قوجا گۆنبر سنه  گلیر

 

مایاسین باغلایب قاردان

 

توکولور قیه دن یالدان

 

گچیر آغجا , کوردواردان

 

 آل میرزه رشین سنه گلیر

 

 مرد ایگیدلر ویرار تایانی ( میرزه رشینده مرد ایگیدلر ویرار تایانی )

 

قاتارا چکر نر مایانی

 

دَلر گِدر جراغیلین قایانی

 

آل سیفئش سنه گلیر

 

جوانلار سویوندان ایچر ( سیفئشین جوانلار سویوندان ایچر )

 

آغ دان قارانی سئچر

 

قرمیزی گول آرخیندان گچر

 

آل قاضی کندی سنه گلیر

 

عاباس دییر بالخی بالخی

 

دولانسین فلکین چارخی

 

گواهیرین قاشقا آرخی

 

جمیع مسلمانه گلیر

 

 

همچنانکه از شعر بر می آید , " مجارشین " از زبان عاشیق عباس" میرزه رشین " آورده شده است . این شعر در زبان تعداد کثیری  از مردم به خصوص " عاشیق­ های " روستاهای حوزه­ ی " توفارقان چایی " موجود است و غالب افراد هنگام قرائت شعر منسوب به عاشیق عباس توفارقانلی نام این روستا را " میرزه رشین " آورده اند ( لازم به یادآوری است که از لحاظ ثبات , کلمه و اصطلاحات  موجود در اشعار و امثال  نسبت به  گفتار روزمره و معمولی سخت­تر دچار تغیرات می­ شوند.) و البته اهالی روستا و روستاهای اطراف به شکل " میرزه رشین" تلفظ می نمایند.


به کرات مشاهده  شده است که بعضی از روستاها به اسم یک شخص خاص  مثل بانی اولیه روستا یا خان منطقه  یا  کتخدای روستا  و یا عارف و بزرگی شهرت یافته اند و محتملأ  اسم روستا " میرزه رشین" است. ( دکتر حسن – م . جعفرزاده )

 

خانم "مینا پژوم" در شماره­  7 مجله­ " آذری " ( تهران - بهار 1384 )  در متنی با عنوان " دوزگون یئر آدلاری "  اسامی تغییر یافته به فارسی برخی اماکن در دوره­ ی  پهلوی را بیان کرده است که از منطقه آذرشهر و شهرهای اطراف آن تنها به دو اسم  " توفارقان " و " مجارشین " ( تابع اسکو )  اشاره کرده است  که نام  این روستا به صورت " میرزا رشین "  آورده است .


مجارشین، در اصل میرزانشین (میرزه (میرزا ) رشین - میرزه (میرزا ) نشین ) بوده و در زمان سیاست یکسان سازی فرهنگی رضا شاه پهلوی ( سیاست یک دولت یک ملت واحد )  که تغییر نام مکانها و  جاهای ایران بخصوص آذربایجان جزئی از این سیاست بود، نام این روستا نیز مانند دیگر جاهای تغییر یافته ایران ، تغییر یافته است. ( لازم به ذکر است که در این سیاست اسامی و واژه های ترکی به نزدیکترین کلمه شبیه فارسی تغییر داده می شد ). البته اهالی این روستا و روستاهای اطراف نام این روستا را با گویش قدیمی خود یعنی "میرزه رشین" (یا همان میرزانشین ) بکار می‌برند.( نویسنده )

 

سیاست یکسان سازی فرهنگی رضا شاه پهلوی

 

اسامی بعضی روستاها در منابع فارسی و نوشتاری وجود دارد که  عموماً در قرن اخیر به این اماکن اطلاق شده است که اسامی مجعول به شمار می­روند . این اسامی بیشتر در دوره ­ی پهلوی بر این اماکن نهاده شده است که مربوط به سیاست­های رضاخانی مبنی بر تغییر اسامی غیرفارسی است که اسامی  را تا حد امکان به  نزدیک­ترین مشابه فارسی شبیه سازی و تغییر می­دادند مثلاً "گیله دی" به"گیله ده" یا "لومه دئش" به "لمه دشت" و چنانچه  در جایی این طرح جواب­گو نمی­بود  کلاً اسم منطقه از بن  به اسمی  دیگر تغییر داده می­شد مثل   "سولدوز" به "نقده" یا "خیاو" به " مشگین شهر"و" توفارقان " به "آذرشهر" و "میرزه رشین" به "مجارشین" و .... 


معنای لغوی میرزه رشین
 


میرزا :کلمه میرزا به معنای مخفف میرزاده و میرزاد و امیرزاده(لغت نامه دهخدا) مرزا و شاهزاده و امیرزاده. (ناظم الاطباء)پیشتر از القاب شهزادگان بود. و در اصل امیرزا بود که الف آن از کثرت استعمال حذف شده و معنی ترکیبی آن امیرزاده باشد بر این تقدیر مرزا به حذف یاء چنانکه مشهور است درست نباشد مگر بعض استادان آورده‌اند. (از غیاث )



 ۱ - ( صفت ) امیرزاده فرزند امیر شاهزاده . توضیح باین معنی در عهد سربداران و تیموریان و صفویان [ میرزا ] باول و آخر اسامی افزوده میشد: میرزا شاهرخ شاهرخ میرزا میرزا بایسنقر و در عهد قاجاریه باخر اسامی :  محمد علی میرزا ، احمد میرزا.

۲ - منشی دبیر: میرزا و محرر ( چاپارخانه ) پنج نفر.

 ۳ - باسواد تعلیم یافته . توضیح بدو معنی اخیر باول اسامی می افزودند : میرزا حسن خوشنویس .

 ۴- گاه در اول اسامی افراد ( بدون امتیازطبقاتی ) می افزودند ( امیر و آقا در اول اسامی و خان در آخر آنها ) و افاده احترام گونه ای میکرد: میرزاجعفر ، میرزا محمد . (فرهنگ معین )




• پیشتر از القاب شهزادگان بود حالا بر سردارزادگان استعمال کنند. (غیاث ) (آنندراج ).

• مردم شریف و پاک نژاد.

• کاتب و نویسنده و منشی . (ناظم الاطباء). منشی . نویسنده .

• چون در اول نام درآید اطلاق به نویسندگان خاصه اهل حساب می شده است .

• بر کسی اطلاق شود که مادرش علویه باشد لاغیر. (از مقیاس الهدایه حاشیه ص 216).
 


میرزانشین
 
 
از گذشته های دور با وجود بی سوادی مطلق در اکثر روستاهای آذربایجان ، در روستای مجارشین افراد زیادی بودند که سواد خواندن و نوشتن بلد بودند که به اصطلاح به آنها « میرزه یا مالا » گفته می شد این میرزا ها در بین روستاهای حوزه گنبر چایی بیشتر در روستای مجارشین ساکن بودند به همین دلیل روستای مجارشین را در بین روستاهای حوزه گنبر چایی « میرزه رشین » خطاب می شد . این میزاها یا مالا ها در دوران معاصر و حتی با تاسیس مدارس نوین هم در روستا وجود داشتند و کارشان هم بیشتر ثبت معاملات و موعظه و سخنرانی در مسجد و ... در روستا مجارشین و روستاهای حوزه گنبر چایی و روستاهای همسایه شمالی خود از جمله در روستاهای اربط ، اوچ تپه ، آقچه کهل ، قندیلو و کوهدل بود.
 
لازم به ذکر است که در زمان قانون اصلاحات ارضی که املاک اربابان بین روستاییان تقسیم می شد کار ثبت ملکی این اراضی در بین روستاهای دارای نظام ارباب رعیتی همسایه های روستای مجارشین بر عهده میرزاها و مالاهای روستای مجارشین بود و میزاهای روستای مجارشین کار ثبت این اراضی را بر عهده داشتند .
 

همچنین با توجه به آثار باستانی گورستان مجارشین که سنگ قبرها دارای نوشته های فراوانی هستند می توان میرزانشین را ، به جایی که شغل مردم آن نویسندگی باشد معنی کرد . البته این بدین منظور نیست که تمامی اهالی روستا نویسنده بودند بلکه منظور این است که در بین روستاهای منطقه در روستای مجارشین میزا ها یا ملاها و یا واعظانی در روستا بودند که سواد نوشتن بلد بودند ، بیشتر بود و کار نوشتن قباله های ملکی و غیره روستاهای اطراف را نیز انجام می دادند .

 

بنابراین می توان نتیجه گرفت که میرزانشین در لغت به معنای جایی است که شغل مردم آن نویسندگی باشد . ( البته در گذشته )

 


پرونده:1822122.jpg